تبليغاتX
مديريت منابع انساني


مديريت منابع انساني

Afshin Dabiri's Blog About HR Profession





















هرچند «اینجا ایران است» و منتقدین بسياري معتقدند نظریه پردازی های غربی کاربردی در اینجا ندارد، با این حال به نظر می رسد در شرايط زير هر فرد غير «محافظه كار» (همان روبه مزاج سابق) تصميم به ترك سازمان خواهد گرفت:

۱. شغل و یا محیط کار به شکلی كه ما انتظار داریم نباشد.

۲. با شغل احساس تناسب نکنیم.

۳. مافوق ما در نقش مربی ظاهر نشده و حرف ها و رفتاری که موجب بهبود ما شود نزده و از خود نشان ندهد.

۴. رشد و پیشرفت ما بسیار اندک باشد.

۵. احساس مورد توجه قرار نگرفتن و ارزیابی نادرست، به صورتی که حق ما بیش از آن بوده، به ما دست دهد.

۶. از بابت حجم کاری زیاد و بروز عدم توازن در کار و زندگی دچار تنش و استرس شویم.

۷. به مافوق و مدیران ارشد سازمان بی اعتماد و بدبين شویم.

 

درباره ي اين هفت علت، در کتاب ارزشمندی با همين مضمون مطالب بيشتري جستجو كنيد.

 

نوشته شده در 85/11/30ساعت 13 توسط افشین دبیری| |

با این نقطه نظرات جناب آقای قاجار بسیار موافقم که "وبلاگ های تخصصی هیچگاه مورد توجه قرار نمی گیرند".

فکر می کنم توسعه و رونق وبلاگ های تخصصی شاخص مناسبی برای توسعه ی اقتصادی یک جامعه است.

 

نوشته شده در 85/11/23ساعت 14 توسط افشین دبیری| |

متن زیر را به عنوان خلاصه کتاب تهیه کرده ام که در چند نشریه از جمله تدبیر و صنعت خودرو دی و بهمن به چاپ رسیده است:

مشخصات اصلي كتاب:

The HR Value Proposition/ Dave Ulrich, Wayne Brockbank/ Harvard Business School Press

عنوان فارسي: طرح ارزش آفريني منابع انساني/ ناشر: آهار، ناشر همكار: موسسه عالي پژوهش تأمين اجتماعي با حمايت انجمن مديريت منابع انساني ايران/ تاريخ انتشار: آذر 1385/ مترجمين:‌ مسعود بينش، افشين دبيري، رضا قرائي پور

***

شايد مختصرترين و مفيدترين توصيف كتاب طرح ارزش آفريني منابع انساني گفته نويسندگان كتاب باشد كه مي‌گويند: "پيام اصلي كار ما بسيار ساده است: منابع انساني بايد ارزش آفريني كند. فعاليت‌هاي منابع انساني بايد در منظر سرمايه‌گذاران و مشتريان، مديران صف و كاركنان ارزش خلق كنند. واحدهاي منابع انساني بايد سازمان يافته باشند. آنها بايد استراتژي‌هايي را اجرا كنند كه با دستيابي كارآمد و اثربخش به نتايج كسب و كار ارزش خلق كنند. متوليان منابع انساني زماني ارزش بدست مي آوردند كه شايستگي‌هاي فردي آنها، نتايج كسب و كار را بدست آورد. در معماري منابع انساني ما، «ارزش» بنيان و پايه است. «طرح ارزش آفريني منابع انساني» رويكردي يكپارچه است كه نشان مي دهد متوليان و واحدهاي منابع انساني چگونه مي توانند و بايد ارزش پايدار خلق كنند".

بنابراين فعاليت هاي متوليان منابع انساني كه مي توانند ارزش آفريني كنند عبارتند از: مربي گري، تسهيل‌گري، معماري و طراحي و اجرا.

ساختار كتاب به گونه اي است كه به زيبايي نظريه و عمل را در هم مي آميزد. چنانچه بخواهيم با عدد و رقم چارچوب اين كتاب را توصيف كنيم، بايد بگوييم: 1 پيام اصلي، 5 مؤلفه بنيادين، 14 معيار منابع انساني نوين، 3 گفتگوي متوليان منابع انساني با مخاطبان و 1 دغدغه.

يك پيام

كتاب اين پيام اصلي را به بيان مثال هاي متعدد، مدام تكرار مي كند: "ارزش بوسيله دريافت كننده تعريف مي شود و نه توسط ارايه دهنده آن".

مؤلفه هاي بنيادين

مبناي كتاب بر اصولي استوار شده كه از آن به پنج مؤلفه طرح ارزش آفريني منابع انساني ياد مي‌شود: 1. شناخت واقعيت هاي بيروني كسب و كار (فناوري، اقتصاد، جهاني شدن، روند تغيير تركيب جمعيت) 2. خدمت به ذينفعان داخلي و بيروني (مشتريان، سرمايه گذاران، مديران و كاركنان) 3. انجام ماهرانه فعاليت‌هاي منابع انساني (افراد، عملكرد، اطلاعات و كار)، 4. ساختن منابع در «منابع انساني» (استراتژي منابع انساني و سازمان) 5. اطمينان از حرفه اي گرايي متوليان منابع انساني (نقش منابع انساني، شايستگي‌ها و توسعه).

معيارهاي نوين منابع انساني

مؤلفه هاي پنج گانه، ازطريق 14 معيار بسط مي‌يابند و فصول دوم تا يازدهم كتاب به تفصيل آن را شرح مي‌دهند. اين 14 معيار عبارتند از:

(1) شناسايي واقعيت هاي بيروني كسب و كار و مطابقت دادن فعاليت هاي آن و تخصيص متناسب منابع.

(2) ايجاد ارزش بازار براي سرمايه‌گذاران بوسيله افزايش نامشهودها.

(3) افزايش سهم مشتري از طريق پيوند دادن آن با مشتريان هدف.

(4) كمك به مديران صف براي پيشبرد استراتژي از طريق ساختن قابليت هاي سازماني.

(5) تشريح و طراحي طرح ارزش آفريني كاركنان و حصول اطمينان از برخورداري كاركنان از توانايي هاي لازم براي انجام كارهاي خود.

(6) مديريت فر‌آيندهاي كاركنان، به روشي  كه ارزشي بيافزايد.

(7) مديريت فرآيندها و فعاليت هاي مديريت عملكرد، به روشي كه ارزشي بيافزايد.

(8) مديريت فرآيندها و فعاليت هاي جريان كار، به روشي كه ارزشي بيافزايد.

(9) مديريت فرآيندها و فعاليت هاي اطلاعاتي، به روشي كه ارزش بيافزايد.

(10) داشتن فرآيند روشن برنامه ريزي استراتژيك براي همسوسازي سرمايه گذاري هاي منابع انساني با هدف هاي كسب و كار.

(11) همسو سازي سازمان خود با استراتژي كسب و كار.

(12) داشتن كاركناني كه نقش هايي روشن و مناسب ايفا مي‌كنند.

(13) ايجاد توانايي در كاركنان، براي نمايان ساختن شايستگي هاي منابع انساني.

(14) سرمايه گذاري روي متوليان منابع انساني، از طريق آموزش و توسعه تجربيات.

گفتگو با مخاطبان

نويسندگان معتقدند متوليان منابع انساني در هر سازمان و هر كشوري بايد با 3 مخاطب گفتگو كنند: 1. با رهبر كسب و كار خود، 2. با تيم منابع انساني خود و 3. با خودشان. موضوعات اين گفتگو چنان است كه متوليان منابع انساني در نهايت از جايگاه و منزلت محكم و مناسبي در ميان لايه هاي مديريت سازمان برخوردار شده، تبديل به يك سازمان حرفه اي منابع انساني مي شوند و ازطريق خودشناسي در جهت توسعه خويشتن گام بر مي دارند.

يك دغدغه

دغدغه نويسندگان ساده است: "به ياد داشته باشيم كه ما منابع «انساني» هستيم!" آنها بر اين باورند كه انسان هايي كه متوليان منابع انساني با آنها كار مي كنند، داراي نيازهاي يكسان جهاني هستند: دستيابي به آرامش ازطريق معنابخشي محيط كار، اميد به تحول، رشد ازطريق يادگيري و لذت بردن از روابط انساني.

اين گونه است كه در فصل 12 و آخر كتاب، موضوع با تشريح الزامات تحول منابع انساني، پايان مي يابد و به تعبيري، آغاز مي شود!

مخاطبان كتاب

متوليان منابع انساني در هرجاي دنيا «مخاطب هدف» اين كتاب هستند. هر متولي منابع انساني كه مي خواهد ارزش خلق كند؛ بوسيله ايجاد يك بنيان دانش با توجه به واقعيت‌هاي بيروني كسب و كار (فصل2)، بوسيله مشخص كردن دستاوردهاي منابع انساني (فصول3 و4) بوسيله سرمايه گذاري در فعاليت‌هاي منابع انساني (فصول5 و6)، بوسيله روزآمد كردن كاركرد منابع انساني (فصول7 و8) و بوسيله بهبود حرفه گرايي متوليان منابع انساني ( فصول 9 و10 و11) طرح ارايه شده در اين كتاب را مفيد خواهد يافت. البته نويسندگان معتقدند مديران صف نيز كه به شدت نگران نامشهودها، اجراي استراتژي، سرمايه انساني و ساير موضوعات سازماني و انساني هستند، مي توانند از اين طرح براي تعيين آنچه كه از كاركرد منابع انساني انتظار دارند، بهره برند. همانگونه كه واحد منابع انساني حركت را آغاز كرده است، كاركنان ساير واحدها نظير بازاريابي، مالي، فناوري اطلاعات، پشتيباني و تحقيق و توسعه نيز مي توانند خود را با اين ايده‌ها تطبيق دهند تا به تعالي كاركردي دست يابند.

اين كتاب مي تواند سرآغاز تحول آفريني در واحدهاي منابع انساني سازمان ها و بنگاه هاي اقتصادي باشد و ازاينرو خواندن آن به تمام متوليان منابع انساني و مديران سازمان ها توصيه مي شود.

***

 نمونه ای از صفحات آغازین کتاب را به زبان انگلیسی از سایت دانشگاه هاروارد دریافت کنید.

 

نوشته شده در 85/11/08ساعت 17 توسط افشین دبیری| |


Design By : Night Skin