مديريت منابع انساني
Afshin Dabiri's Blog About HR Profession
یک مهندس ارشد تویوتا به خاطر کار بیش از حد جان خود را از دست داد. این مرد 45 ساله در زمان مرگ خود بر روی توسعه خط مدل هایبرید کمری، یکی از مدلهای موفق تویوتا کار میکرد. دوماه قبل از مرگ، این مرد ماهانه بیش از 80 ساعت اضافه کاری کرده بود. کارگران ژاپنی، به طور معمول، ساعتهای طولانی کار می کنند و در نتیجه در معرض خطر مرگ قرار می گیرند. در ژاپن برای مرگ ناگهانی به خاطر کار مفرط واژه «کاروشی» بکار می رود. در سال 2006 هم یک کارگر، که به طور مرتب شبها و روزهای تعطیل کار می کرد و مأموریت های خارج از ژاپن را انجام می داد، جان خود را از دست داد. با تشکر از بالاترینِ افشين دبيري، نويسنده وبلاگ "سرمايههاي انساني سازمان" در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اظهار كرد: «عمومي نوشتن» كار چندان دشواري نيست. به عنوان مثال، نقلقول رويدادهاي روز جامعه و گلهگذاري از ناهنجاريها، هرچند ممكن است لازم باشد، ليكن خيلي نياز به تخصص ندارد و هر كسي ميتواند به آساني پنجرهاي گشوده و مطلبي بنويسد، در حالي كه چالش زماني ايجاد ميشود كه ما بخواهيم بهطور تخصصي در مورد موضوعي خاص صحبت كنيم. در اين وضعيت، طيف مخاطبان به ميزان قابل توجهي كاهش پيدا كرده و محدود به افرادي ميشوند كه علايقي پيرامون آن موضوعات دارند. وي افزود: هر اندازه وبلاگنويس، دايره نوشتههاي خود را تخصصيتر كند، به همان ميزان تعداد مخاطب عام خود را از دست ميدهد. دبيري با بيان اينكه با تخصصي شدن وبلاگها قطعاً شاهد بهبود محتوا خواهيم بود، تصريح كرد: در حال حاضر با رشد قابل توجه فارغالتحصيلان دانشگاهها، پتانسيل بسيار خوبي براي توسعه فضاي تخصصي در وب سايتها و وبلاگهاي فارسي زبان به وجود آمده است. افرادي كه احساس ميكنند حرفي براي گفتن دارند ميتوانند از فرصتي كه اينترنت فراهم كرده است، استفاده كنند و در حرفهها و رشتههاي مختلف وبلاگهاي خوبي مطرح شوند؛ مثلاً روانشناسي، دانش مديريت، علوم اجتماعي، پزشكي، ورزشي و غيره. وي همچنين گفت: از آنجاكه وبلاگ نوعي دفترچه يادداشت غيررسمي محسوب ميشود، چنانچه هر كس حداقل يك تجربه موفق يا ناموفق خود را با همقطاران و هم ردههاي خود به اشتراك بگذارد، نتيجه در نهايت به موفقيتهاي فردي و جمعي منجر شده و در نهايت جامعه بهرهمند و به اين ترتيب فضاي مجازي با اقبال بيشتري مواجه خواهد شد. اين وبلاگنويس با اظهار نارضايتي از روند ايجاد مخاطبان تخصصي براي وبلاگها، گفت: مخاطبان تخصصي به دليل محدوديت وقت و مشغلههاي ديگر، غالباً كمتر فرصت تعامل با همقطاران خود را پيدا ميكنند. البته حتماً استثناهايي وجود دارد، ولي آنچه من ديدهام، حاكي از استقبال محدود از وبلاگهاي خوبي است كه در آنها نويسندگان با دقت و صرف وقت قابل توجه، به رايگان مطالب خوبي عرضه ميكنند و متأسفانه چندان موفق به پيداكردن مخاطب ثابت نميشوند. بعضاً برخي از اين افراد دچار دلسردي ميشوند و حتي از نوشتن منصرف ميشوند. دبيري همچنين در پايان اظهار اميدواري كرد كه كمتر شاهد اينگونه رخدادها باشيم، چون كشور در حال توسعه ما بيش از هر زمان ديگر به توسعه انديشه و تخصص گرايي نياز دارد. همچنين به نظر ميرسد اتفاقاتي در وبلاگستان فارسي زبان درحال وقوع است كه اميد است با ورود افراد حرفهاي و گسترش پرداختن به مضامين تخصصي، كيفيت مضاعفي پيدا كند. چند سال پيش در كلاس مباني مديريت منابع انساني، يكي از دانشجويان با سادگي هرچه تمام گفت: اين عبارت منابع انساني چيز خوبي در ذهن من تداعي نمي كند، چون مرا ياد «منبع» آب مياندازد! آن روز حرف او را زياد جدي نگرفتم و شايد كمي ناراحت هم شدم، تا اينكه چند روز پيش مطلبي اين خاطره را برايم زنده كرد. در آنجا به متوليان اين حرفه توصيه شده كه عبارت «منابع انساني» را كنار زده و «استعداد» را جايگزين آن كنند. نويسنده، عبارت منابع انساني را بيرحمانه توصيف كرده و معتقد است: «منابع انساني» تلقي ناخوشايندي از انسان و يادآور «منابع طبيعي» مانند چوب است! من ابتدا تصور كردم نويسنده درحال بازي با كلمات است، ولي استدلال او برايم جالب بود. از جمله اينكه استعداد براحتي يافت نمي شود و مديريت آن چندان كار ساده و ملموسي نيست. واقعيت اين است كه تحول مهمي در دنياي سازمان و مديريت رخ داده و درحال تكامل است. ديگر با شيوههاي قديمي نمي توان در بازار رقابت دوام آورد و اين مستلزم تغيير تصور ما از نقش انسان در سازمان است. مدير استعدادها بايد واحد خود را از نو بسازد و كارها را به شيوه اي متفاوت انجام دهد. شركت هاي موفق به استعداد نياز دارند و خواهان آن هستند؛ اما آنها بايد براي تحقق اين هدف زحمت بكشند. سرآغاز فصل دهم كتاب طرح ارزش آفريني منابع انساني چنين است: متوليان منابع انساني, تمايل انساني خود را به كار مي گيرند تا به جستجوي مسائل بپردازند، مشكلات ساير انسانها را حل كنند و نقش هايي ايفا نمايند كه ارزش آفرين باشد. اما ساختن شايستگيها از خانه شروع مي شود. منابع انساني شايستگيهاي خاص خود را ميطلبد، بنابراين متوليان منابع انساني كه به دنبال حداكثر كردن ارزش افزوده براي سهامداران هستند، به آن نياز دارند. به اين عبارت توجه كنيد: "شايستگي از خانه شروع مي شود". يكي از تفاوتهاي متوليان انساني كشور ما با سازمان هاي برتر جهان همين است: «حرفه اي گري». روند حداقل ده سال گذشته نشان مي دهد، مادام كه متوليان منابع انساني درپي حرفه اي تر شدن خود و واحد منابع انساني نباشند، در هدف اصلي يعني ارزشآفريني، موفق نخواهند بود. حال پرسش اين است كه چرا متوليان منابع انساني كشور ما، از انگيزهي كافي براي حرفهاي شدن برخوردار نيستند؟ يكي از دلايل اين است كه آنها از آغاز قرار نبوده يك حرفهاي منابع انساني شوند. يك سر طيف كساني هستند كه از بد حادثه به واحد منابع انساني پناه آوردهاند و سر ديگر، نيازهاي معيشتي و جبر زندگي است كه آنها را مجبور به فعاليت بدون انگيزه ساخته است. حاصل در هر دو حال، سبب كاهش اعتبار فردي، مشاركت استراتژيك ضعيف و فعاليتهاي منابع انساني كماثر مي شود. دنياي غرب عاري از اين مسائل نيست. اولريش و بروك بنك در جايي، قريب به مضمون، از اين مشكلات نوشتهاند و آرزو كردهاند كه ديگر شاهد اين گونه وقايع نباشند. محيط سرشار از رقابت آنها مصرانه درصدد آفرينش ارزش است؛ از اينرو غربال متوليان اين حرفه هر روز سختگيرانه تر ميشود. نظرسنجي كوچكي كه حدود دو هفته بر روي وب قرار گرفت، حاکی از اين است كه متولیان غیرحرفهای منابع انسانی در این حرفه چندان موفق نبودهاند. از طرف دیگر اگر این فرض را پیش رو قرار دهیم که تا حرفهای شدن این متولیان راهی طولانی در پیش است، باید پذیرفت که مشكلات و موانع جدي در نقش آفرینی واحدهای منابع انسانی وجود دارد.

| Design By : Night Skin |


