تبليغاتX
مديريت منابع انساني


مديريت منابع انساني

Afshin Dabiri's Blog About HR Profession





















از منظري مسعود شصت‌چي حكايت و شايد نماد مديريت شايستگي در كشور ما است. شما مي‌توانيد اين سندرم را تشخيص دهيد و شواهدي براي آن بيابيد. اطراف ما پر است از شصت‌چي‌هايي كه هم خود جوياي نام هستند و هم اطرفياني كه به سادگي به خود اجازه مي‌دهند تا آنها را باور كنند. يك وجه ديگر، ساختار جامعه است كه قادر به تشخيص شايستگي آدم‌ها نيست و آن قدر زمان قضاوت و تشخيص را از دست مي دهد تا در اثر يك رخداد خاص شصت‌چي‌ها به كنج عافيت بروند و شایستگان واقعی مأيوس و پرشكسته شوند.

ما به آساني او را در نقش خلبان باور مي‌كنيم و از او به خاطر فرود اضطراري تشكر مي‌كنيم. ما به آساني او را در نقش مربي فوتبال باور مي‌كنيم و از او به خاطر كسب سه برد تشكر مي‌كنيم. ما به آساني او را در نقش هنرمند باور مي‌كنيم و از او به خاطر خوشرفتاري با سرايدار ساختمان تشكر مي‌كنيم. اما باز هم فراموش مي‌كنيم كه چرا ديروز جنرال الكتريك به فرآيند طاقت فرساي انتخاب جك ولش مي باليد و چرا امروز موتورولا افتخار مي‌كند كه موفق به جذب فردي چون Greg A. Lee - با توانايي، مهارت و انرژي بالا- در سكان منابع انساني خود شده است. فراموش مي‌كنيم كه آنها و امثال آنها چه كارراهه‌اي را مي‌پيمايند تا عهده دار مسئوليتهاي خطير شوند... فراموشي ما ادامه دارد و ما تماشاچي علائم و عارضه‌هاي حكايت شصت‌چی باقي مي‌مانيم.

نوشته شده در 88/01/18ساعت 14 توسط افشین دبیری| |

قصد داشتم مطلبی درمورد اهداف و برنامه های خود برای سال نو بنویسم؛ ولی چه کنم که حضرت مولانا زبان حال من شد و من تسلیم.

روزها فكر من اینست و همه شب سخنم
كه چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از كجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود؟
به كجا میروم آخر ننمایی وطنم؟
مانده‌ام سخت عجب، كز چه سبب ساخت مرا؟
یا چه بودست مراد وی، از این ساختنم؟
خنك آن روز كه پرواز كنم تا بر‍‍ِ دوست
به امید سر كویش، پَر و بالی بزنم
كیست آن گوش، كه او می‌شنود آوازم؟
یا كدامین كه سخن می‌نهد اندر دهنم
من به خود نامدم اینجا، كه به خود باز روم
آنكه آورد مرا، باز برد تا وطنم
مرغ باغ ملكوتم، نیم از عالم خاك
چند روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم

نوشته شده در 88/01/16ساعت 23 توسط افشین دبیری| |


Design By : Night Skin