مديريت منابع انساني
Afshin Dabiri's Blog About HR Profession
مجله وزین تدبیر بهار امسال با میزگردی پیرامون موضوعات منابع انسانی به استقبال پنجمین کنفرانس توسعه منابع انسانی رفت. فرصت مغتنمی برای من نیز پیش آمد تا مطالبی را بیان کنم. خوشبختانه متن گفتگوهای قسمت اول میزگرد بطور الکترونیک نیز عرضه شده و شما می توانید از اینجا به آن دسترسی پیدا کنید. اشاره در تير ماه امسال سازمان هاي سرآمد در منابع انساني، توسط انجمن مديريت منابع انساني ايران معرفي شدند. شركت هاي ساپكو و ايران خودرو موفق شدند نشان برنز را بدست آورند و ساير شركت ها در سطوح تقديرنامه و گواهينامه تعهد به تعالي سفر تعالي خود را در منابع انساني جاني تازه بخشيدند. آنچه در پي ميآيد مصاحبه اي است كه از اينجانب در ويژهنامه جايزه تعالي منابع انساني به چاپ رسيد.
پیش از هرچیز فراموش نکنیم نقش مدل های تعالي به مثابه ابزار جامعی است که با نگرش گسترده به زواياي سازمان، به رهبران در شناخت دقيق تر سازمان کمک می کنند. اين مدل ها براي اندازه گیری و مقايسه عملکرد سازمان ها با بهترین ها نيز به کار مي روند و علاوه بر اینکه سازمان را قادر مي سازند ميزان موفقيت هاي خود را در اجراي برنامه ها در مقاطع زماني مختلف ارزيابي کند، نقاط قوت و زمینه های قابل بهبود را شناسایي و پروژه هايي را برای حرکت مؤثر در سفر تعالي تعریف می کنند. با معرفی جایزه تعالی سازمانی در کشور ما، از اوایل دهه هشتاد، حرکت سازمان های ایرانی به سمت تعالی سازمانی شروع شد و خوشبختانه موفقیت های قابل توجهی در این عرصه بدست آمده است. در این میان دو معیاری که بطور مستقیم با منابع انسانی سر و کار دارد، معیارهای 3 و 7 هستند که البته روابط گسترده ای بین اجزای این معیارها با سایر جزء معیارهای مدل وجود دارد. تجربه نشان می دهد به دلیل تراکم شدید موضوعات قابل بحث و بررسی در مدل تعالی سازمانی، این نیاز وجود دارد که مجال جداگانه ای برای پرداختن به برخی معیارهای تعالی فراهم شود. براین اساس شاهد معرفی جوایز مستقلی در زمینه های مختلف هستیم. در این میان جایگاه منابع انسانی، متمایز است. در سالیان اخیر بسیار شنیده ایم که کارکنان شایسته مهمترین سرمایه هر سازمانی محسوب می شوند. خاصه در کشور ما که با خیل عظیم نیروی کار ورزیده و جوان مواجه است، منابع انسانی اهمیتی دوچندان دارد. کمابیش می دانیم که ایران وضعیت چندان درخشانی از نظر آمار و شاخص های جهانی توسعه سرمایه انسانی ندارد. مثلاً در گزارش سالانه شاخص هاي توسعه انساني (HDI) که از سوي دفتر توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) براي سال 2008/2007 منتشر شد، ايران جزء کشورهاي متوسط و در رده 94 قرار دارد. اين رتبه در سال پیروزی انقلاب، 110 بوده و در حدود 30 سال، ايران تنها 16 پله پيش تر آمده است. رشد شاخص در ايران از کشورهایي مانند مصر، گامبيا، الجزاير، عمان، نپال، تونس، سنگاپور و حتي بنگلادش کمتر بوده است. از این رو تردیدی نیست که سازمان های ایرانی باید توجهی متفاوت به مقوله منابع انسانی داشته باشند و این امر امکان پذیر نمی شود مگر با استفاده از ابزارهای قدرتمندی چون تعالی سازمانی و تعالی منابع انسانی. مدل تعالی منابع انسانی اصولاً درصدد نگاهی عمیق و دقیق به معیارهای 3 و 7 مدل تعالی سازمانی است و با ریزبینی تلاش می کند به سازمان این بازخور را بدهد که آیا سازمان به نحو شایسته از کارکنان خود در راستای خلق ارزش برای کسب و کار استفاده می کند و در صورت پاسخ منفی، در چه مناطقی نیازمند بهبود و توجه است. پاسخ در یک کلمه آری است؛ اما شرایطی نیز وجود دارد که مهمترین آن برداشتن قدم های نخستین توسط سازمان برای استقرار نظام های مدیریتی و مطالعه بلوغ و رشد سازمان است. چنانچه سازمانی بدون پیشینه تلاش در راستای مدیریت کیفیت جامع (TQM) و بسترسازی تعالی سازمانی قصد استفاده از جایزه تعالی منابع انسانی را دارد، قطعاً دچار چالش ها و مشکلات عمده ای خواهد شد. اما رهبران سازمان اگر فلسفه تعالی را به یاد داشته باشند و توقعات خود را برپایه بلوغ خود پایه ریزی کنند، امیدوارانه حرکت در این مسیر را ادامه خواهند داد و شیرینی پیروزی در مراحل مختلف سفر تعالی خود را خواهند چشید. من برای پاسخ روشن به این سؤال، به بخش های مهم تشکیل دهنده مدل جایزه تعالی منابع انسانی اشاره می کنم. مدل از سه بخش اصلی شامل راهبردها، فرآیندها و نتایج منابع انسانی تشکیل شده و در تمامی سازمان ها به این بخش ها توجه می شود. هر سازمانی، چه تولیدی و چه خدماتی، باید سیاست های اصلی خود را نسبت به حضور انسان ها در آن مشخص کند، فرآیندهایی برای جذب و به کارگیری و نگهداری کارکنان طراحی و دست آخر معلوم کند این همه تلاش به چه نتیجه ای منتهی شده است. البته میزان توجه به برخی معیارهای مدل می تواند هم وزن نباشد؛ اما در مجموع انتظار می رود این سه بخش مورد توجه سازمان متعالی قرار بگیرد. به عنوان مثال، راهبردهای دانش و سرمایه های فکری را در نظر بگیریم. بدیهی است هر سازمان رهسپار سرآمدی، باید رویکرد، اقدامات و بهینه کاوی هایی برای مدیریت سرمایه های نامشهود فکری و دانشی خود داشته باشد. اما انتظار ما از این راهبرد در یک سازمان با تکنولوژی پیچیده، بسیار بیشتر است از یک سازمان دارای تکنولوژی ساده؛ در عین حال، در هر دو باید در زمینه مدیریت دانش سیاست گذاری شود؛ دانش، کسب، ایجاد، ذخیره و تسهیم شود، رویه های منابع انسانی با مدیریت دانش همسو شود و دست آخر اثربخشی اقدامات، ارزیابی و بهبود داده شود. چه در سازمان هایی که تولید محورند و چه در سازمان هایی که خدمات و اندیشه کارکنان محور اصلی فعالیت هستند، عنصر مهم خلق ارزش، کارکنان هستند و مدل تعالی منابع انسانی قابلیت نقش آفرینی در آنها را دارد. خوشبختانه تجربه بسیار ارزشمندی در کشور ما در زمینه اجرای جایزه تعالی سازمانی وجود دارد. از سال 1382 که این حرکت شکل گرفت، دستاوردهای غیر قابل انکاری بدست آمد؛ از جمله هم گروهی تحت عنوان ارزیابان پرورش یافته و حرفه ای شدند و هم سازمان ها آموختند که از جایزه چه انتظاری باید داشته باشند. در اجرای مدل مفهومی نیز به تدریج بهبودهایی رخ داد و هم اکنون وضعیت خوبی پدید آمده که باید قدر آن را بدانیم. من فکر می کنم همین پتانسیل در مدل منابع انسانی نیز نهفته است. آنچه مسلم است، ما در نقطه صفر نیستیم و اندوخته های تجربی حاصل از تعالی سازمانی می تواند اثر شایانی بر سرعت دادن به تعالی منابع انسانی بگذارد. در حقیقت متولیان این دو جایزه خود در معرض یک آزمون جدی هستند و آن آزمون اثبات یادگیرندگی و بهینه کاوی مدل تعالی منابع انسانی از مدل تعالی سازمانی است! من بسیار خوش بین هستم که این انتقال تجربه و دانش بطور اثربخشی پیش رود تا در دو سه سال آینده شاهد مدلی مترقی و متناسب با نیازهای توسعه منابع انسانی کشور باشیم. من با بیش از پنج سال تجربه تعالی سازمانی وارد این فرآیند شدم؛ ضمن اینکه 10 سال فعالیت حرفه ای در زمینه توسعه منابع انسانی داشتم. از این رو تلاش کردم ترکیبی از تجربیات خود را در این دو حوزه بکار گیرم. بطور خلاصه به چند یافته مهم خود اشاره می کنم. نخست ضرورت تجربه اندوزی سازمان ها در تعالی سازمانی است. برای درک روح تعالی، باید از تعالی سازمانی شروع کرد و به نظر می رسد بدون گذراندن این پیش نیاز، توقعات سازمان ها آن طور که شایسته است مدیریت نمی شود. فراتر از تجربه دو سازمانی که شما اشاره کردید، باید اذعان کنم، برخی سازمان ها به مدل تعالی منابع انسانی نگاه هدف گونه دارند تا وسیله. نباید از نظر دور داریم که این مدل ابزاری است برای شناخت دقیق سازمان و سایر ویژگی هایی که در آغاز گفتگو به آنها اشاره کردم. اما اجازه دهید این احساس خود را آشکار کنم که از اشتیاق دو سازمانی که فرصت حضور در آنها را داشتم، نسبت به تعالی جویی و عطش شناخت ضعف ها و نقاط قابل بهبود خود بسیار خرسند شدم. یکی از رهبران سازمان مورد ارزیابی، حدیث زیبایی با این مضمون متذکر شد که "كسي كه تو را دوست دارد از تو انتقاد ميكند و كسي كه با تو دشمني دارد از تو تعريف و تمجيد ميكند". استقبال آنها از بیان زمینه های قابل بهبود خود، حاکی از میل به بهبود و یادگیری دارد و این قابل ستایش است. مایلم به یک نکته مهم در تدوین اظهارنامه نیز اشاره کنم. البته در این زمینه مطلب زیاد است، ولی چون سازمان های ما امتیاز اندکی از معیارهای نتایج کسب می کنند، ذکر آن اهمیت دارد. 500 امتیاز از کل 1000 امتیاز جایزه به نتایج اختصاص دارد. نتایج تنها به مفهوم استخراج یک سری نمودار و ارقام نیست؛ خطایی که در برخی سازمان ها می بینیم. نتایج باید تجلی «مدیریت بر مبنای اندازه گیری» باشد. این جمله طلایی را از خاطر دور نکنیم که "اگر ما نتوانیم چیزی را اندازه گیری کنیم، نمی توانیم آن را مدیریت کنیم". در منابع انسانی چالش اندازه گیری، بسیار پیچیده تر و دشوارتر است. به همین دلیل در ده سال اخیر، تلاش های گسترده ای در دانشگاههای معتبر دنیا برای پیشبرد رویکردها و سیستم های مبتنی بر اندازه گیری در منابع انسانی صورت گرفته است. از موارد قابل بهبود بسیار مهم، ارتقاء نگرش سازمان به نتایج منابع انسانی است که هرچند به ظاهر سبب بهبود امتیاز بخش نتایج خواهد شد، اما در اصل تحول بنیادینی در راهبردها و فرآیندهای منابع انسانی شکل خواهد داد. در این فرصت به سه محور مهم اشاره می کنم. نخست، تحلیل یافته های بدست آمده در سال اول اجرای جایزه است. این کار باید با مشارکت ارزیابان حاضر در فرآیند ارزیابی صورت پذیرد. یافته ها در چند دسته می توانند طبقه بندی شوند: ارتقاء مدل جایزه، سازماندهی تیم های ارزیابی و فرآیند ارزیابی اعم از ارزیابی انفرادی، اجماع و نکات بازدید از محل. دوم، بازنگری در روش های آموزش ارزیابان است که باید به دور از فشردگی، در فضا و شرایطی مناسب و پویا صورت پذیرد. فراهم کردن زمینه های انتقال دانش و تجربه و همسان شدن برداشت ارزیابان از انتظارات مدل موضوع مهمی است که بهتر است مورد توجه قرار گیرد. سوم، عمیق شدن و چه بسا بازنگری در ارزش های پنج گانه مدل جایزه تعالی منابع انسانی و بسط ارتباط آنها با سایر معیارها و جزء معیار است که در حال حاضر آن گونه که باید نقشی ندارند. پی نوشت بعد از سه گانههاي ما در منابع انساني (طرح ارزش آفريني منابع انساني، ارزيابي متوازن منابع انساني، شايستگي هاي منابع انساني) كتاب «كدهاي رهبري» سازماني كه در سال 2008 توسط گروه RBL تدوين شده است، ترجمه و با سرعت عمل قابل ستايش انتشارات سرآمد به بازار آمد. اين كتاب، به ادعاي مؤلفين آن، عصاره دانش بشر در زمينه رهبري است كه بطور كاربردي درصدد بدست دادن چارچوبي براي درك و اجراي رهبري مؤثر است. يكي از نكات متمايز اين كتاب طراحي وبسايت جالبي براي آن است كه منابع مفيد و مكملي اعم از ويدئو، پرسشنامه و ... عرضه كرده است. پس از كتاب «طرح ارزشآفريني منابع انساني» كه به عنوان كتاب برگزيده سومين كنفرانس توسعه منابع انساني انتخاب و عرضه شد، امسال نيز كتاب «شايستگيهاي منابع انساني» به عنوان كتاب برگزيده پنجمين كنفرانس تقديم علاقه مندان شد. اين كتاب توسط انجمن منابع انساني آمريكا در سال 2008 منتشر شد و با توجه به اهميت و غناي قابل توجه آن با فاصله زماني اندك در ايران ترجمه شد. اين كتاب همچون طرح ارزش آفريني منابع انساني كاري متفاوت است؛ اما آنچه آن را بيش از هرچيزي متمايز مي كند ساختار پژوهشمحور آن است كه به مدت بيست سال از 1987 تا 2007 و در ده ها كشور جهان به اكتشاف و تحليل شايستگي هاي منابع انساني با مشاركت 40 هزار نفر از متوليان منابع انساني و غير منابع انساني پرداخته است. از اينرو مي توان ادعا كرد كه كاملترين پژوهش در حال حاضر در زمينه شايستگي هاي منابع انساني است. بالاخره بعد از يك سال و نيم تأخيري كه رخ داد، كتاب «ارزيابي متوازن منابع انساني» با همت انتشارات مركز آموزش و تحقيقات صنعتي ايران در شهريور ماه به بازار عرضه شد. اين كتاب اصولاً حداكثر بايد در شهريور سال گذشته به بازار ميآمد كه متأسفانه در تونل هاي بوروكراسي يك ناشر دچار تأخير شد و دست آخر صلاح در آن ديديم كه كار را به دست كاردان بسپاريم. به هر روي اين كتاب ارزشمند را كه جرقه سنجش و اندازه گيري را در منابع انساني رقم زد، بايد خواند و از آن بهره گرفت. در سال 83 با الهام از كليات اين رويكرد، اينجانب به همراهي جناب آقاي دكتر مشبكي مقالهاي را زير عنوان «ارزيابي متوازن در منابع انساني» براي اولين كنفرانس توسعه منابع انساني فرستاديم و در يك كارگاه جنبي آن را ارائه کردیم. خوشحالم كه با همت همكاران گراميام امكان ترجمه اين اثر دست داد. به اميد آن كه مورد توجه شما مشتاقان متون منابع انساني قرار گيرد. برخلاف اينكه در افواه گفته مي شود استخدام كار سختي است و بدون پارتي و رابطه امكان پذير نيست، تجربه اين سال ها نشان مي دهد اتفاقاً جوانان علاقه مندي كه پس از فارغ التحصيلي در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد حداقل دو سال فعاليت حرفه اي، خواه سازماني و خواه غيرسازماني، در كارنامه خود ثبت مي كنند از شانس بالايي براي استخدام در يك شركت خوب برخوردار هستند. شايد اين ادعا در مورد ساير رشته ها قابل تعميم نباشد، اما بازار كار حرفه منابع انساني به جهت نوپا بودن تشنه جوانان مشتاق و با توان بالقوه اي است كه كافي است بتوانند زمينه هاي استعداد خود را بروز داده و اثبات كنند. چند مشكل مهمی كه مي توان به اغلب جويندگان كار در اين رشته نسبت داد اين است كه يا فردي يادگيرنده نيستند و بجای روحیه تحلیلی و تحقیقی در پي آب باريكه اي براي گذران زندگی هستند، يا دانش زبان انگليسي ضعيفي دارند و از خواندن متون جدید و پژوهش های جهانی عاجزند و يا از نظر ارتباطات عمومي فردي درون گرا و كنج عافيت طلب هستند. اين رشته به افرادي نياز دارد كه با دانش عمومي خوب نسبت به جنبه هاي مختلف سازمان، به شكستن حريم خصوصي واحدهاي منابع انساني بشتابند و براستي نشان دهند كه مشتاق خلق ارزش ازطريق منابع انساني هستند و مي توانند اين ادعاي بزرگ را ثابت كنند. زناني كه موظف به اجراي دستورات يك رئيس زن هستند، احساس استرس بيشتري دارند. محققان دانشگاه تورنتو اعلام كردند در حاليكه جنسيت رئيس براي كارمندان مرد مهم نيست، زناني كه رئيس زن دارند بيشتر از افسردگي، سردرد و بيخوابي رنج مي برند. علت مي تواند اين باشد كه زنان موفق دوست ندارند در ميان رقباي هم جنس خود باشند. اين در حالي است كه زنان بيشتر ترجيح مي دهند تحت رياست يك مرد كار كنند. اين رفتار به سندروم ملكه زنبور معروف است. یک مهندس ارشد تویوتا به خاطر کار بیش از حد جان خود را از دست داد. این مرد 45 ساله در زمان مرگ خود بر روی توسعه خط مدل هایبرید کمری، یکی از مدلهای موفق تویوتا کار میکرد. دوماه قبل از مرگ، این مرد ماهانه بیش از 80 ساعت اضافه کاری کرده بود. کارگران ژاپنی، به طور معمول، ساعتهای طولانی کار می کنند و در نتیجه در معرض خطر مرگ قرار می گیرند. در ژاپن برای مرگ ناگهانی به خاطر کار مفرط واژه «کاروشی» بکار می رود. در سال 2006 هم یک کارگر، که به طور مرتب شبها و روزهای تعطیل کار می کرد و مأموریت های خارج از ژاپن را انجام می داد، جان خود را از دست داد. با تشکر از بالاترینِ حدود دو هفته تا چهارمين كنفرانس توسعه منابع انساني فرصت داريم. برگزاري اين كنفرانس، از اولين آن تاكنون، اتفاق مهمي در جايگاه منابع انساني كشور بوده است. دست كم ديگر از معاونت پرسنلي و امور پرسنلي كمتر مي شنويم و حتي در شركتهاي كوچك سخن از آگهي استخدام مدير منابع انساني است. هرچند در كنار اين تغيير عناوين نبايد از تغيير محتوا غافل شد. داغ ترين خبر اين كنفرانس از نظر نگارنده، حضور دو سخنران معتبر خارجي و از آن مهمتر دو موضوع عالي براي سخنراني است. خانم به دست اندركاران كنفرانس به خاطر انتخاب هاي خوبشان تبريك مي گويم. اميدوارم اين تلاش ها اثرگذار باشد و شاهد برگزاري كنفرانس موفقي باشيم.
پیوندهای مرتبط: (+) وب سایت کنفرانس توسعه منابع انسانی (+) فراخوان ثبت نام (+) مهمترین انتشارات کنفرانس سوم مطلب زير مدتها ذهن يكي از خوانندگان گرامي اين وبلاگ را به خود مشغول كرده است. ايشان مايل به آگاهي از نظرات ساير همقطاران در اين خصوص هستند. پس لطفاً در اين مورد ديدگاه خود را بيان فرماييد: آيا ارزش ها بر اهداف سازمان مقدم هستند يا برعكس، اهداف سازمان بر ارزش ها؟ به عبارت ديگر وقتي با موقعيتي مواجه شويم كه ميان ارزشها و اهداف سازمان تعارض پديدار ميشود، كداميك را بايد قرباني ديگري بكنيم؟ در مطلبي كه در مورد ارزشهاي سازماني ميخواندم، اشاره شده بود كه ارزشها همانند فانوس دريايياند كه همواره ثابت هستند. آنها همچون چراغي، راهنماي مديران سازمان در اتخاذ تصميمات مهم و تدوين برنامهها هستند. اما به نظرم در دنياي واقعي به چنين گفتهاي بهندرت عمل ميشود. به نظر من سازمانها در قبال موضوع ارزشهاي سازماني سه رويكرد دارند: يا اصلاً اعتقادي به تدوين ارزشها و پايبندي به آنها ندارند؛ يا به بيانيه ارزشها صرفاً به عنوان يك ابزار نگاه ميكنند و از آن براي افزايش امتيازات خود در مميزيها و ارزيابيهاي سازماني بهره ميبرند؛ و يا از صميم قلب به آنچه كه به عنوان ارزش تعريف كردهاند پايبند هستند. به نظرم بيشتر سازمانها رويكرد دوم را دارند. البته اگر هدف اصلي يك سازمان صنعتي را كسب سود بيشتر براي سهامداران قلمداد كنيم- كه اكثراً همينطور است- شايد چنين رويكردي پذيرفتني باشد. البته در چنين رويكردي تلقي منابع انساني به عنوان ارزشمندترين سرمايه، بيشتر جنبه شعاري دارد. در واقع خود انسانها اصالتاً داراي ارزش قلمداد نميشوند، بلكه به واسطهي ارزشي كه براي سازمان ميآفرينند ارزشمند محسوب ميشوند. ما به آنها آموزش، رفاه، پول، انگيزه و ... ميدهيم تا در خدمت ما باشند، نه به اين دليل كه انسان ارزشمند است! در مورد سازمانهاي نوع سوم در جايي خواندم كه سازماني كه براي ارزشها بسيار بيشتر از اهداف اهميت قائل بود، در مناقصه بسيار مهمي شركت ميكند و به طريقي از پيشنهاد شركت رقيب نيز آگاه ميشود؛ اما مديران سازمان با اينكه ميتوانستند از اطلاعاتي كه دارند به نفع خود استفاده كنند و برنده باشند، ترجيح دادند به ارزشهاي سازمان پايبند بمانند و همين امر باعث شد كه آن قرارداد را از دست بدهند و به همين خاطر و مشكلات مالي پيشآمده مجبور به تعديل تعداد زيادي از كاركنان نيز شدند. درك اينكه كدام رويكرد درست است، برايم بسيار مشكل شده است. لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟ نظر شما چيست؟ «ششمين كنفرانس بين المللي مديريت» درتاريخ 30 آذر لغايت 2دی ماه 1387 توسط دانشكده مديريت و اقتصاد دانشگاه صنعتي شريف و گروه پژوهشي صنعتي آريانا و با همكاري انجمن علوم مديريت ايران برگزار خواهد شد. زمان ارايهي مقالات و تجارب مديريتي از تاريخ 17 فروردین تا 15 تیر ماه 1387 خواهد بود. همچنين برنامه ريزي براي حضور استادان صاحب نظر بين المللي از موسسات معتبري نظير IMD سوئيس در حال انجام است. تلفنهای دبیرخانه: 4- 88342900 (+) پایگاه اینترنتی ششمين مجمع عمومي ساليانه انجمن دانش آموختگان دانشكده نفت تهران با حضور نمايندگان وزارت كشور از ساعت 16 روز دوشنبه بيستم اسفند ماه 1386 در سالن آمفي تئاتر باشگاه شماره يك صنعت نفت برگزار ميشود. دستور جلسه، انتخاب اعضاي هيأت مديره و سياستگذاري آينده انجمن مي باشد. از كليه اعضا، دانشجويان فعلي و دانش آموختگان دانشكده نفت تهران و اعضاي هيأت علمي دانشگاه صنعت نفت دعوت ميشود در اين جلسه حضور به هم رسانند. هيأت مؤسس از برگزار كنندگان اين مراسم كه فرصتي براي تجديد ديدار دوستان قديمي فراهم ساخته اند سپاسگزارم. قرار است در اين مراسم از دوست نازنين سفر كرده «حسين عليزاده» نيز یادی کنیم. او چند ماه پيش ناباورانه در اثر سانحهي رانندگي از ميان ما رفت. حسين اواخر دورهي دكتري را طي مي كرد. هرچه از قلب رئوف و دل دريايي او بگوييم كم گفتيم. روحش شاد... گروهي از خوانندگان اين وبلاگ دانشجويان عزيز رشته هاي مديريت و مهندسي صنايع هستند كه هراز گاه ازطريق درج نظر يا ارسال پست الكترونيك خواستار معرفي مقاله هاي خوب مي شوند. اين هفته، براي ايشان و همچنين پژوهشگران و متوليان منابع انساني، صد مقالهي فوق العاده خواندني و مهمي را هر متولي و محقق منابع انساني بايد آنها را خوانده باشد معرفي مي كنم. اميدوارم دوستاني كه در كارهاي خود از اين مقالات بهره ميبرند، دانش خود را به طريق مقتضي با دبگران به اشتراك بگذارند. اين مقاله ها در دوازده گروه، دسته بندي شده اند: وظايف پرورش و توسعه، مديريت واحد منابع انساني، شناسايي نيروي انساني، بهره گيري از فناوري همزمان، برونسپاري، مصاحبه، حفظ كاركنان برجسته، روش هاي جداكردن كاركنان از شركت، كارراهه ي منابع انساني، خبرهاي صنعت، ذوق و انگيزش و موضوعات متفرقه. در پيشواز چهارمين كنفرانس توسعه منابع انساني، نهمين همايش عرصهي يادگيري در روزهاي دهم و يازدهم دي ماه در اصفهان برگزار شد. با وجود نامساعد بودن آب و هوا كه دو سه هفته اي همايش را به تأخير انداخت و در وضعيتي كه بيم موج جديدي از هجوم سرما و برف ميرفت، استقبال خوبي از همايش شده بود. یازده سخنرانی در همايش نهم ارايه شد. از جمله تجربه هایی از شركتهاي ايران خودرو، تام، سايپا، فولاد مباركه، فراسان، پالايش و پخش فراوردههاي نفتي ايران، توانير و ساپكو به اشتراك گذاشته شد و يكي از معاونين شركت توسعه آب نيرو، مطلب نظري پيرامون سرمايه هاي اجتماعي ارايه نمود. فرصتی هم در اختیار بنده قرار داده شده بود که ارایه ای در زمینهی «طرح شرکای منابع انسانی» داشته باشم. ضمناْ فيلمی كوتاه، که در مورد يكي از مهارت هاي مورد نياز مديران به سفارش سازمان گسترش تهيه شده بود، به نمايش درآمد. اين حركت اقدام مناسبي در پر كردن خلاء محصولات فرهنگي در مديريت محسوب مي شود و از قرار معلوم تداوم خواهد داشت. به اعتقاد من، رخداد مهمي كه در اين همايش ها در حال وقوع است، حضور نسل تازهاي در جايگاه ارايهدهندگان گزارشها است. كارشناسان خبره اي كه غالباً تا ديروز در كسوت كارشناس و پژوهشگر صرفاً در پشتصحنه فعال بودند، امروز خودشان حاصل فعاليتها را عرضه مي كنند. اين موج جديد، كه حاصل حركت به سوي تخصص گرايي است، نويد آينده اي روشن را در منابع انساني مي دهد و بايد آرزوي تداوم آن را نمود. گسترش تخصص گرايي در آن سوي تريبون نيز در تشويق توسعه و تداوم فعاليتهاي اين نسل نوانديش بسيار مؤثر است. باز بايد اميد داشت كه در ميان ارايه دهندگان و شركتكنندگان در همايشها گذار از «كلي گويي و بيان نظريه هاي محض» به «نظريه هاي توأم با عمل و جزئي شده» رخ دهد.
امروز با كمال خوشوقتي خبر مهمی را به اطلاع علاقه مندان مديريت منابع انساني ميرسانم. در روزهاي 21 و 22 آذر ماه يك كنفرانس استثنايي در زمينهي منابع انساني به صورت مجازي برگزار مي شود. ثبت نام در اين كنفرانس رايگان است و شما براي اولين بار تجربه اي متفاوت در كنفرانس هاي مجازي خواهيد داشت. كنفرانس كاملاً شبيه انواع حقيقي خود است: كارگاه دارد، غرفه هايي در حاشيه ي كنفرانس فعال خواهند بود و سر ساعت سخنرانان مجربي از سراسر دنيا با موضوعات مشخص سخنراني خواهند كرد. تأكيد بر تعامل ميان شما و ديگران است و شما با درج اطلاعات شخصي خود قادر به برقراري ارتباط با همتايان خود خواهيد بود. من فكر مي كنم بهتر است به جاي هرگونه توضيح اضافي شما را به تماشاي پيش پرده اي از فضاي كنفرانس دعوت كنم. اين فرصت كم نظير را از دست ندهيد! (+) براي ثبت نام رايگان اینجا برويد. (+) براي تماشاي پيش پرده اي از كنفرانس به اینجا برويد. (+) براي مطالعه ي اطلاعاتي از كنفرانس این فایل را دريافت كنيد.
سال گذشته حاصل پنج شش ماه ترجمه و تحقيق پيرامون يكي از تازه ترين انديشه هاي مطرح شده در منابع انساني را به صورت يك مقاله در ویژه نامه ای كه مجلهي صنعت خودرو براي منابع انساني تدارك مي ديد به چاپ رساندم. مقاله پیرامون ایجاد علم تصمیم منابع انسانی است و به ویژه درجستجوی راهی برای خروج واحد منابع انسانی سازمان از انزوا است. متن مقاله را در اينجا ملاحظه فرماييد. ضمناً پیشتر در اين پست راجع به آن مطلبي نوشته بودم.
امروز خوشحالم كه به اطلاع شما برسانم ايده ی «علم تصميم منابع انساني» به صورت کتاب توسط دانشگاه معتبر هاروارد تحت عنوان «فراتر از منابع انساني» به دنياي منابع انساني عرضه شده است. نويسندگان كتاب «جان بودرئو» و «پيتر رامستد» هستند. آنها ديدگاهي ساختارشكن در منابع انساني مطرح مي كنند كه تاكنون هيچكس به آن توجه نكرده است: ايجاد علم تصميم در منابع انساني. من به جهت علائقي كه داشتم حدس مي زدم كه مقالات اين دو نفر بزودي به صورت يك كتاب عرضه شود. برهمين اساس با طرح مقالهي فوق سعي كردم توجه پژوهشگران داخلي را به ايدههاي استثنائي اين دو تن جلب كنم. چكه اي از كتاب در مقالهي اين بنده آمده است و من اميدوارم سازمان هاي پيشروي ايراني بتوانند هرچه سريع تر در گسترش مفاهيم علم تصميم منابع انساني نقشي ايفا كنند. ما نيازمند رويكردهاي نوين و راهگشايي هستيم كه به دور از بحث هاي تكراري و بي ثمر راهي پيش رويمان قرار دهد. همچنين توجه شما را به سخنان «جان بودرئو» جلب مي كنم كه به مدت پانزده دقيقه به معرفي كتاب وزين «فراتر از منابع انساني» پرداخته است. دنیای منابع انسانی مهیج تر شده است. حاصل کارها و پژوهش های بسیار ارزنده ای که در دههی ۹۰ میلادی و اوایل سال ۲۰۰۰ صورت گرفته است این روزها به صورت کتاب های وزین و خواندنی عرضه می شود. فايل كتابهای منتشر شده در زمینه ی دانش مدیریت و منابع انسانی در پاییز ۲۰۰۷ را از اینجا دريافت كنيد. اما شما خوانندهي محترم بهتر از بنده مي دانيد كه خلق اين كتاب ها خلق الساعه نيست و از پشتوانهي تحقيقي قدرتمندي برخوردار است. با اين آرزو كه در كشور خودمان در كنار صنعت ترجمه، شاهد به بار نشستن آثاري از اين دست باشيم. راستي... نمي دانم چرا ياد قصيدهي 2000 مرحوم مجتبي كاشاني افتادم؛ آنجا كه مي گويد: قرن ها مي گذرند و تو در قرن خودت مي ماني ما از اين قرن نخواهيم گذشت ما از اين قرن نخواهيم گريخت با قطاري كه كسان دگري ساخته اند هيچ پروازي نيست برساند ما را به قطار دو هزار و به قرن دگران مگر انگيزه و عشق مگر انديشه و علم مگر آيينه و صلح و تقلا و تلاش قرن ها گرچه طلبكار جهانيم ولي ما بدهكار جهانيم در اين قرن چه بايد بكنيم هيچكس گاري ما را به قطاري تبديل نكرد هيچكس ذوق و انديشه پرواز نداشت هيچكس از سر عبرت به جهان خيره نشد هيچكس از سفري تحفه و سوغات نداشت من در اين حيرانم كه چرا قافله ی علم از اين جا نگذشت يا اگر آمد و رفت پدرانم سرگرم چه كاري بودند؟ بر سر قافله سالار چه رفت و اگر همره اين قافله گشتند گهي برنگشتند چرا؟ ... در يكي دوماهي كه پيش روست چند رخداد خوب در عرصهي مديريت منابع انساني كشور خواهيم داشت. همهي اين اتفاقات حاكي از حركت روبه جلو و حرفه اي شدن مديريت منابع انساني در كشور است. حساس شدن سازمان ها به دانش و حرفه ي منابع انساني نشان مي دهد كه خوشبختانه توجه به «استعدادهاي انساني» به رغم تمام مشكلات زيرساختي و فني و نظري در حال وقوع است و نسل نوانديش ايراني به خوبي متوجه خلاء موجود در -حداقل- عرصهي بنگاه هاي اقتصادي شده است. اميدوارم با حضور اثربخش در این گونه تجمع ها سهم خود را از نوگرايي در مديريت منابع انساني ایران بپردازيم. و اما اين سه رخداد: ۱. بنياد تازه تأسيس «توانمندسازي منابع انساني ايران» نخستين كنفرانس توانمندسازي منابع انساني را در روزهاي 27 و 28 آذر در تهران برگزار خواهد كرد. تأكيد بر «رويكرد حل مسأله» وجه تمايزي براي اين كنفرانس تداعي ميكند. در اینجا اطلاعات تکمیلی ارایه شده است. ۳. مركز مطالعات تكنولوژي دانشگاه شريف نيز در 13 و 14 آدر ماه دست به طراحي دورهي آموزشي تازه اي تحت عنوان «مديريت منابع انساني در پروژههاي نفت و انرژي» زده است كه توسط دكتر علي جعفري اجرا خواهد شد. بروشور اين دوره را از اینجا دريافت كنيد. امسال هم در مجلهي فورچون یک فهرست صدتایی از شرکتهايي که در محل کار اسباب آسايش و رفاه کارکنانشان را به وجود ميآورند، دیده می شود. در اين فهرست نامهاي آشنايي وجود دارد؛اما گوگل مقام اول را به خود اختصاص داده و موقعيت شرکتهاي ياهو و مايکروسافت با اختلافي قابل توجه، رده 44 و 50 است. در عين حال فورچون براي توجيه اينکه چرا گوگل شايستهي مقام اول بوده است، عکسهاي متعددي منتشر کرده و توضيحات زيادي داده است که مروري بر آنها، ميتواند جالب باشد. لازم به ذكر است گوگل علاوه بر شعبه ی اصلياش در «مانتين ويو»، شعبههايي در شهرهاي ديگر مانند بانگالو، نيويورک، ايروين و کاليف دارد. لطفاً ادامهي مطلب را در این فایل دنبال كنيد. با تشكر از بابك سپاس مقدم عزيز هر از گاه كه در سايت هاي مختلف در مناقب جناب ديو اولريش مؤلف كتاب «طرح ارزش آفريني منابع انساني» مطالبي مي خواندم، از اينكه وي را اين همه تحويل مي گرفتند شگفت زده مي شدم. با ترجمهي همين كتاب بيشتر به ارزش كار ايشان پي بردم و فهميدم كه او چرا در خط مقدم نهضت نوين منابع انساني قرار دارد. اما امروز دليل محكمي بر اين همه محبوبيت ايشان يافتم. در مجله منابع انسانی كه از قرار معلوم سايت وزین و معتبري است، نتيجه ي يك نظرسنجي گسترده درج شده كه به موجب آن 100 نفر از علماي منابع انساني و سازمان و مديريت فهرست شده اند. برايم جالب بود که در حضور بزرگانی نظیر «چارلز هندي» «پيتر سنگه» «استفن كاوي» «تام پيترز» «دانيل گولمن» و «ادوارد د بونو» در رتبههای سوم، دهم، هفدهم، بيست و دوم، بيست و سوم و چهل و هشتم، جناب آقای اولریش در صدر فهرست حاکم بلامنازع است. دلايلي كه از زبان چند تن از صاحبنظران مبنی بر جايگاه رفيع ايشان ذكر شده خواندني است. مي خواستم خلاصه اي از آن را در اينجا بنويسم، ولی بیم آن داشتم كه جان كلام ادا نشود... در اینجا هم می توانید با صدا و چهره ي ديو اولريش آشنا شويد.


![]()
![]()
![]()

| Design By : Night Skin |

