در پيشواز چهارمين كنفرانس توسعه منابع انساني، نهمين همايش عرصهي يادگيري در روزهاي دهم و يازدهم دي ماه در اصفهان برگزار شد. با وجود نامساعد بودن آب و هوا كه دو سه هفته اي همايش را به تأخير انداخت و در وضعيتي كه بيم موج جديدي از هجوم سرما و برف ميرفت، استقبال خوبي از همايش شده بود.
یازده سخنرانی در همايش نهم ارايه شد. از جمله تجربه هایی از شركتهاي ايران خودرو، تام، سايپا، فولاد مباركه، فراسان، پالايش و پخش فراوردههاي نفتي ايران، توانير و ساپكو به اشتراك گذاشته شد و يكي از معاونين شركت توسعه آب نيرو، مطلب نظري پيرامون سرمايه هاي اجتماعي ارايه نمود. فرصتی هم در اختیار بنده قرار داده شده بود که ارایه ای در زمینهی «طرح شرکای منابع انسانی» داشته باشم. ضمناْ فيلمی كوتاه، که در مورد يكي از مهارت هاي مورد نياز مديران به سفارش سازمان گسترش تهيه شده بود، به نمايش درآمد. اين حركت اقدام مناسبي در پر كردن خلاء محصولات فرهنگي در مديريت محسوب مي شود و از قرار معلوم تداوم خواهد داشت.
به اعتقاد من، رخداد مهمي كه در اين همايش ها در حال وقوع است، حضور نسل تازهاي در جايگاه ارايهدهندگان گزارشها است. كارشناسان خبره اي كه غالباً تا ديروز در كسوت كارشناس و پژوهشگر صرفاً در پشتصحنه فعال بودند، امروز خودشان حاصل فعاليتها را عرضه مي كنند. اين موج جديد، كه حاصل حركت به سوي تخصص گرايي است، نويد آينده اي روشن را در منابع انساني مي دهد و بايد آرزوي تداوم آن را نمود. گسترش تخصص گرايي در آن سوي تريبون نيز در تشويق توسعه و تداوم فعاليتهاي اين نسل نوانديش بسيار مؤثر است. باز بايد اميد داشت كه در ميان ارايه دهندگان و شركتكنندگان در همايشها گذار از «كلي گويي و بيان نظريه هاي محض» به «نظريه هاي توأم با عمل و جزئي شده» رخ دهد.


