مطلب زير مدتها ذهن يكي از خوانندگان گرامي اين وبلاگ را به خود مشغول كرده است. ايشان مايل به آگاهي از نظرات ساير همقطاران در اين خصوص هستند. پس لطفاً در اين مورد ديدگاه خود را بيان فرماييد:
آيا ارزش ها بر اهداف سازمان مقدم هستند يا برعكس، اهداف سازمان بر ارزش ها؟ به عبارت ديگر وقتي با موقعيتي مواجه شويم كه ميان ارزشها و اهداف سازمان تعارض پديدار ميشود، كداميك را بايد قرباني ديگري بكنيم؟
در مطلبي كه در مورد ارزشهاي سازماني ميخواندم، اشاره شده بود كه ارزشها همانند فانوس دريايياند كه همواره ثابت هستند. آنها همچون چراغي، راهنماي مديران سازمان در اتخاذ تصميمات مهم و تدوين برنامهها هستند. اما به نظرم در دنياي واقعي به چنين گفتهاي بهندرت عمل ميشود. به نظر من سازمانها در قبال موضوع ارزشهاي سازماني سه رويكرد دارند:
يا اصلاً اعتقادي به تدوين ارزشها و پايبندي به آنها ندارند؛ يا به بيانيه ارزشها صرفاً به عنوان يك ابزار نگاه ميكنند و از آن براي افزايش امتيازات خود در مميزيها و ارزيابيهاي سازماني بهره ميبرند؛ و يا از صميم قلب به آنچه كه به عنوان ارزش تعريف كردهاند پايبند هستند.
به نظرم بيشتر سازمانها رويكرد دوم را دارند. البته اگر هدف اصلي يك سازمان صنعتي را كسب سود بيشتر براي سهامداران قلمداد كنيم- كه اكثراً همينطور است- شايد چنين رويكردي پذيرفتني باشد. البته در چنين رويكردي تلقي منابع انساني به عنوان ارزشمندترين سرمايه، بيشتر جنبه شعاري دارد. در واقع خود انسانها اصالتاً داراي ارزش قلمداد نميشوند، بلكه به واسطهي ارزشي كه براي سازمان ميآفرينند ارزشمند محسوب ميشوند. ما به آنها آموزش، رفاه، پول، انگيزه و ... ميدهيم تا در خدمت ما باشند، نه به اين دليل كه انسان ارزشمند است!
در مورد سازمانهاي نوع سوم در جايي خواندم كه سازماني كه براي ارزشها بسيار بيشتر از اهداف اهميت قائل بود، در مناقصه بسيار مهمي شركت ميكند و به طريقي از پيشنهاد شركت رقيب نيز آگاه ميشود؛ اما مديران سازمان با اينكه ميتوانستند از اطلاعاتي كه دارند به نفع خود استفاده كنند و برنده باشند، ترجيح دادند به ارزشهاي سازمان پايبند بمانند و همين امر باعث شد كه آن قرارداد را از دست بدهند و به همين خاطر و مشكلات مالي پيشآمده مجبور به تعديل تعداد زيادي از كاركنان نيز شدند.
درك اينكه كدام رويكرد درست است، برايم بسيار مشكل شده است. لطفاً مرا راهنمايي كنيد؟ نظر شما چيست؟

