مديريت منابع انساني
Afshin Dabiri's Blog About HR Profession
مدتی است از شنیدن عبارت «کارگروه» دچار یأس فلسفی می شوم. این هم از آن مفاهیم خوب سازمان و مدیریت است که در کشور ما به سرنوشت شوم رنگ باختن معنا دچار شده است. به لحاظ علمی، کارگروه معادل “working group” بوده و به همکاری پژوهشگرانی اطلاق می شود که بر روی فعالیت های جدیدی کار می کنند که احتمال موفقیت در آنها با سازوکارهای قدیمی اندک است. لذا طول مدت فعالیت یک کارگروه حداقل چند ماه تا چند سال خواهد بود. دست کم حاصل فعالیت یک کارگروه خلق مستندات حاوی اطلاعات سودمند، تدوین استانداردها و یا حل مشکلات مرتبط با یک سیستم یا شبکه است. حضور فرد یا افراد با دانش اندک و بی انگیزه در کارگروه ها ممنوع است. چنانچه عبارت «کارگروه» را در گوگل جستجو کنید بالغ بر 900 هزار صفحه پیدا خواهد شد! آیا براستی ما این قدر خروجی هم داشته ایم؟ با توجه به اینکه سازمان های ما هنوز نتوانسته اند از لباس تنگ ساختارهای کارکردی رهایی یابند و تجربه کار فرابخشی غالباً در آنها ناموفق است، آیا تشکیل کارگروه ها خواهد توانست از امیال قدرت طلبی فردی فراتر رود و موفقیت های جمعی را رقم زند؟ آیا کارگروه در سازمان های ما پوشش جدیدی برای فعالیت های سنتی نیست؟ پس چرا این واژه ها را ارزان خرج می کنیم و اجازه می دهیم آنها پوششی برای مقاصد ما که غالباً نیازی هم به پژوهش ندارند شوند؟ یاد کلام حکیم چینی افتادم که قرن ها پیش گفت: وقتی کلمات معنای خود را از دست می دهند، آزادی انسان ها رنگ می بازد.
| Design By : Night Skin |


